تو مگه خودت نبودی،با همون صدات می گفتی
تویه این دنیای وحشی،دلتو بهم می بخشی
مگه اون چشات نبودن،برای اشکام می مردن
ولی حیف دل بیچاره،نمی دونست سرکاره
غریبه خونه ات بسوزه،دل من به پات نسوزه
بدون این دل دیوونه،بدون ِ تو باز می موونه
غریبه خیال می کردش،که یره دلم می میره
ولی اون باید بدونه،دل من بازم می خوونه
مگه من صدات نکردم،دلمو فدات نکردم
ولی تو باور نداشتی،دلمو تنها گذاشتی
باز مگه صدات نکردم،اشکمو رسوا نکردم
ولی چشماتم دروغ بود،تمومه کارات دروغ بود

نویسنده : ســـــارا ساعت ۳:٢٠ ب.ظ تاریخ دوشنبه ۱٩ فروردین ۱۳۸٧

نظر و آوای پروانه ای شما : ()