من نیز یاد گرفته ام ..........
چرخ که می چرخد من هم تاب می خورم، زیر و رو می شوم و باز راه می افتم.می بینی؟ بازیگری را یاد گرفته ام. مثل همه آنها که نگاه می کنند و می خندند.
چیزی ته سلولهایم تکان می خورد و خیال حضورت دستهایم را باز می کند. می مانم بی هوا و رها وقتی دور می شوی و پنجه ای چنگ می زند، می کشدم مثل رنگ روی زندگی. پشت سرم خالی است از هر حادثه ای و روبرو مه تا نفسم پیش آمده. دوباره سرم سنگین می شود و درد می آید و در هم می پیچم .مچاله می شوم، مثل لکه ای سیاه پاشیده روی بهار.
نویسنده : ســـــارا ساعت ٧:۳۱ ق.ظ تاریخ چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸٧

نظر و آوای پروانه ای شما : ()