با من بگو از عشق ای آخرین معشوق
که برای رسوایی دنبال بهونم با بوسه ای آروم خوابم رو دزدیدی
تو شدی تعبیر رویای شبونم
من تو نگاه تو دنیامو می بینم فردای شیرینم نازنین من
چشمای تو افسانه نیست که تموم خواب و خیالم بود
تقدیر من عشق تو شد که همیشه فکر محالم بود.
شبهای تنهایی همرنگ گیسوته آغوشتو وا کن بانوی مهتابی
دلواپسی هامو با خنده ای کم کن که تویی پایان هر دید و بی تابی
من تو نگاه تو دنیامو می بینم فردای شیرینم نازنین من
چشمای تو افسانه نیست که تموم خواب و خیالم بود

نویسنده : ســـــارا ساعت ٧:۳۳ ق.ظ تاریخ پنجشنبه ٢٩ فروردین ۱۳۸٧

نظر و آوای پروانه ای شما : ()